دختر عزیزم پارمیس

دیروز بعد از ظهر با پارمیس رفتیم آرایشگاه که موهاشو کوتاه کنم، همش فکر میکردم که خیلی گریه کنه ،چون اولین باری بود که بردمش آرایشگاه آخه وقتی به دنیا اومد تقریبا "کچل بود،وقتی رفتیم تو آرایشگر یه صندلی مخصوص کودک براش گذاشت ولی پارمیس از صندلی مخصوص اصلاح خانمها خوشش اومد و رو اون نشست، خواست براش لنگ ببنده اجازه نداد بعدشم تا قیچی دید زد زیر گریه       گریهو نمیذاشت کارشو انجام بده، دیگه خودم نگه اش داشتم بعدش دید که دردش نمیاد دیگه گریه نمیکرد فقط همش سرشو میچرخوند اینور اونور بعدشم با قیچیو شونه و آبپاش بازی میکرد گوشی تلفنو تا دید گفت میخوام خلاصه هر چی میخواست بهش میدادیم تا موهاشو اصلاح کنیم خوب بود آرایشگاه آشنا بود در غیر اینصورت آبرومون میرفت و باید کلی شرمنده میشدیمخجالتخجالت

تا بعدبای بایبای بای

+نوشته شده در دوشنبه ٥ بهمن ۱۳۸۸ساعت۱٢:۳٥ ‎ب.ظتوسط مامان پارمیس | نظرات ()