دختر عزیزم پارمیس

سلام به دوستای خوبملبخند باید بگم که این مدت یک کم سر کار وقت آنچنانی نداشتم که بنویسم تو خونه هم که سرعت خیلی پایینه و نمیشه

از پارمیس بگم که چه کارا که نمیکنه از شیطونی و لجبازی بگیر تا شیرین کاریهایی که میکنهچشمک دیروز از سر کار رفتم دنبالش خونه مادر بزرگش تو کوچه بودن منتظرم بود همش از صبح بهانه من و باباشو میگرفتنگران منو که دید اومد تو بغلم بعدشم طبق معمول گفت شیر میخوام منم بهش شیر دادم و حاضر شدیم بریم خونمون رفت تو حیاط پوتینای منو برداشت و فورچه واکس کفشو برداشت عین کفاشا نشست کفش منو واکس زدن

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸ساعت٩:٢٠ ‎ق.ظتوسط مامان پارمیس | نظرات ()