دختر عزیزم پارمیس

روزهای زندگی چقدر زود می گذره و اتفاقات زندگی تبدیل به خاطرات میشه و با مرور این خاطرات در ذهن گاهی وقت ها خوشحال میشی و دوست داری زمان در همون نقطه بمونه. و گاهی وقت ها انقدر دلت می گیره که میگی کاش اصلا اتفاق نمی افتاد

انگار همین دیروز بود که دخترم پارمیس به دنیا اومد، وقتی الان نگاش میکنم که شیرین کاری میکنه، با نهایت محبت منو میبوسه. با خودم میگم همون نی نی کوچولو ایه که با استرس بغلش میکردم و ...

+نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ساعت٩:۱٠ ‎ق.ظتوسط مامان پارمیس | نظرات ()


من می خوام اینجا راجع به روزهای زندگیم و دخترم پارمیس بنویسم.

+نوشته شده در دوشنبه ۱٧ فروردین ۱۳۸۸ساعت٩:۳٩ ‎ق.ظتوسط مامان پارمیس | نظرات ()