|
دیروز ٨٩/٣/٢۵ تولد بابایی بود من و پارمیسم یه تولد کوچیک براش گرفتیم و سورپریزش کردیم یه کیک کوچولو براش گرفتیم و شمع و پارمیس لباس عروسشو پوشید و کلی رقصید همش میگفت تعگ تعگ (ت فتحه ع کسره گ کسره ) یعنی تولد تولد بعد ازش میپرسیدم تولد کیه میگفت بابا و بیبیس دیگه شمعو خودش روشن میکرد و خودشم خاموشش میکرد فکر کرده بود تولد خودشه عزیزم مرتضی عزیزم تولدت مبارک ایشالا سایه ات همیشه رو سر ما باشه و سالم و شاد باشی
دیروز از سر کار رفتم دنبال پارمیس و بعدش با باباش رفتیم دو چرخه برای کادوی تولدبرای پارمیس خریدیم خودش رفته بود رنگ نارنجی انتخاب کرد و همونو براش خریدیم و بلافاصله سوارش شد و حالا دیگه نمی اومد تو ماشین میگفت باید با دوچرخه ام بیام خونه به دوچرخه هم میگه گیاس
دو سال پیش روز شنبه ساعت 11:30 صبح پارمیس کوچولو به دنیا اومد یادش به خیر چه روز خوبی بود پارمیس عزیزم تولدت مبارک دوستای گلم ایشااله بعدا میام الان باید برم دنبال پارمیس البته مهمونی برای تولدش افتاد روز پنجشنبه که خونه باشم امروز میخوام ببرمش آرایشگاه وبعد آتلیه اگه خدا بخواد تا بعد
توی این ماههای فروردین و اردیبهشت ما چند تا مناسبت خوب داشتیم ٢٣ فروردین تولد خودم بود ١ اردیبهشت سالگرد ازدواجمون و ۴ اردبهشت هم تولد ٢٣ ماهگی پارمیس بود حالا جالب اینه که هر سه تاییمون تولدمون تو فصل بهاره پارمیس کوچولو خیلی کارای بانمک میکنه ٢٩ روز دیگه مونده تولد ٢ سالگیش الان دیگه اکثر کلماتو میگه دستشوییشم میگه ولی چون مادر بزرگش نمیتونه ببردش دستشویی مامیش میکنه و اونم وقتی میاد خونه یادش میره که باید بگه جیش نمیدونم چکار کنم که یادش نره به خاطر این مسئله عصبی میشم چون خیلی زحمت کشیدم تا عادتش دادم به این که جیششو بگه لطفا راهنماییم کنین عزیزم با خونه سازیهاش چیزای کوچولو مثل خونه یا ماشین درست میکنه و جالب اینجاست که ٢ رنگ رو یک در میون میذاره تو هم حالا اینو تاحالا کسی بهش یاد نداده یه آموزش کلمت عمو فردوس داره که کلمات بابا و صابون و شکلاتو میزنه مخصوصا به کلمه شکلات علاقه عجیبی داره چون میگه بهم شکلات بدین رو دکمه آهنگهای شاد میزنه و میرقصه و دکمه های ١ ٢ ٣ رو میدونه و دکمه خاموش روشنش روبلده بهش میگه اب تو یعنی لب تاب بعضی وقتا شبا بغلش میکنه میخوابه تازه اسمشم ازش میپرسن میگه بیبیس و اعضای خانوادرو میدونه میگه بابا مامان بیبیس اگه حوصله داشته باشه چیزی از آدم میگیره میگه مرصی حالا قبلنا هنوز یه سالش نبود چیزی ازش میگرفتیم میگفت دیی یعنی مرصی
این روزا همه سرشون شلوغه ، یا مشغول خریدن یا خونه تکونی منم والا خونه تکونیم تقریبا تموم شده فقط حموم نشستم ولی خریدم هنوز تموم نشده چون وقتی با پارمیس میرم بازار یه تیکه میخرم و زودی برمیگردم این روزا هم بازار خیلی شلوغه و قیمتها سر سام آور پارمیسم طفلی سرما خورده بو د بدمش دکتر ولی الان خوشبختانه حالش بهتره بعد از اون من و همسرم شدیدا سرما خوردیم الان بهتریم فردا شب تولد دختر عمه پارمیس دعوت شدیم آخر هفته ام اگه خدا بخواد مسافریم میخوایم بریم اصفهان خونه یکی از دوستان بعد از اونجا هم بریم شمال همش از خودم گفتم پارمیس دیگه کم کم بیشتر کلمه هارو میگه ،کار میکنه جارو دستی و برقی میکشه برام سفره تمیز میکنه ظرفای کثیفو میذاره تو ظرفشویی خلاصه هم بهم میریزه هم بقول خودش کمک میکنه حسابی برامون میرقصه موبایل دوتامونو وهمچنین سوییچ ماشینامونو میشناسه میده دستمون و خودش تشکر میکنه. از پیشاپیش عید نوروز رو به همه تبریک میگم ایشالا سال خوبی داشته باشین
سلام به همه دوستای خوبم این روزا همش مشغول کار بودم اولش مهمونداری ،مهمونامونم روز جمعه عصر رفتن بعدش دیگه در تدارک وسیله جمع کردن و نظافت و غذا برای شوهری درست کردن بودم من و پارمیس امروز عصر ساعت ۶/٣٠ پرواز داریم به مقصد تهران از اونجا هم میریم شمال پیش مامانم اینا شوهری هم نمیاد به خاطر اینکه این چند روزی که پارمیس نیست میخواد یه مقدار به درس و کاراش برسه آخه پارمیس خیلی اذیت ش میکنه نمیذاره اون کاراشو انجام بده منم الان باید برم دنبال پارمیس ببرمش خونه و برای شام تو راهم یه کم اولویه درست کنم تا هفته بعد احتمالا نتونم آپ بشم تعطیلات خوبی داشته باشید
دیروز ظهر داداشم و زنداداشم اومدن پیشمون ، رفته بودن مشهد از اونجا هم آمدن اینجا. برا پارمیس یه عروسک خیلی خشکل ویه رو فرشی خریدن همچنین برای من هم سوغاتی آوردن پارمیس از دیدن عروسک خیلی خوشحال شد بعدش تا شب اینقدر باهاشون بازی کرد که نگو حتی اجازه نداد اونا نیم ساعت استراحت کنن همش میگفت باهام بازی کنین آخر شب هم رفتیم طاق بستان دوری زدیم جاتون خالی خوش گذشت
دیروز بعد از ظهر با پارمیس رفتیم آرایشگاه که موهاشو کوتاه کنم، همش فکر میکردم که خیلی گریه کنه ،چون اولین باری بود که بردمش آرایشگاه آخه وقتی به دنیا اومد تقریبا "کچل بود،وقتی رفتیم تو آرایشگر یه صندلی مخصوص کودک براش گذاشت ولی پارمیس از صندلی مخصوص اصلاح خانمها خوشش اومد و رو اون نشست، خواست براش لنگ ببنده اجازه نداد بعدشم تا قیچی دید زد زیر گریه تا بعد |
ABOUT
این دختر کوچولو متولد 4 خرداد 1387 ، پارمیس اسم اصیل ایرانیه به معنی بسیار شاد MENU
Home
|